جمال الدين محمد الخوانساري
97
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
امّتى را بسبب اين يعنى أمّتى را كه قادر بودند بر دفع آن ظالم ، ونكردند ، يا اين كه در ميان ايشان كسى بود كه قادر بود بر آن ، ونكرد ، پس بشآمت أو غضب شود بر تمام آن أمّت كه أو در ميان ايشان باشد وهلاك گردند بسبب آن . 5431 رسول الرّجل ترجمان عقله ، وكتابه أبلغ من نطقه . فرستادهء مرد ترجمان عقل اوست ، ونوشتهء أو بليغتر از سخن گفتن اوست . « ترجمان » كسى را گويند كه كلام كسى را تفسير كند بزبان ديگر ، ومراد اينست كه : كسى را كه آدمي بجائى فرستد مانند ايلچيان ومانند ايشان بايد كه عاقل ودانا باشد ، چه مردم استنباط عقل ودانش فرستندهء أو را از أو ميكنند ، وبر أو قياس ميكنند . ومراد باين كه « نوشتهء أو بليغتر از سخن گفتن اوست » اينست كه : هر كسى در كتابت مطلبي را كه بنويسد تأمّل وتفكر زيادتر ميكند از وقتي كه سخن گويد وبزبان تقرير آن مطلب كند پس كتابت ونوشتهء أو بليغتر باشد از سخن گفتن أو ، پس از كتابت أو نيز استنباط حال سخن گفتن أو مىتوان كرد با حفظ نسبت مذكوره . 5432 رويدا يسفر « 1 » الظلام كان قد وردت الاظعان يوشك من اسرع ان يلحق . درنگ كن درنگ گردنى روشن مىگردد تاريكى ، گويا كه بتحقيق وارد شدهاند كوچ كردهها ، نزديك است كسى كه شتاب كند اين كه لاحق شود . مراد اين است كه در دين وعقايد آن بايد درنگ كرد وشتاب نكرد تا اين كه تاريكى روشن شود وراه حقّ واضح كرد وبا تاريكى واشتباه حال براهى نبايد رفت كه مبادا راه باطلى باشد
--> ( 1 ) شارح ( ره ) بر روى ياء « يسفر » فتحه وضمّه هر دو را گذاشته : وبر روى كلمه « معا » نوشته است تا اشاره شود باين كه هر دو وجه در قرائت آن درست است در أقرب الموارد گفته : « سفرت الرّيح الغيم عن وجه السماء ( كضرب ) سفرا كشطته » ونيز گفته : « أسفر الصّبح أضاء وأشرق » .